|
اگر تو بازنگردی... |
||
|
اگرتو بازنگردی قناريان قفس ، قاريان غمگين را كه آب خواهد داد؟ كه دانه خواهد داد ؟ اگر تو بازنگردی بهار رفته ، - در اين دشت برنمی گردد به روی شاخه گل ، غنچه ای نمی خندد و آن درخت خزان ديده تور سبزش را به سر نمی بندد
اگر تو بازنگردی كبوتران محبت ، كبوتران جوان را شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد شكوفه های درختان باغ حيران را تگرگ خواهد زد
اگر تو بازنگردی به طفل ساده خواهر كه نام خوب ترا زنام مادر خود بيشتر صدا زده است چگونه با چه زبانی به او توانم گفت كه برنمی گردی و او كه روی تو هرگز نديده در عمرش ، و نام خوب تو در ذهن كودك معصوم تصوری است هميشه ، - هميشه بی تصوير - هميشه بی تعبير
اگر تو بازنگردی نهال های جوان اسير گلدان را كدام دست نوازشگر آب خواهد داد چه كس به جای تو آن پرده های توری را به پشت پنجره ها پيچ و تاب خواهد داد اگر تو بازنگردی اميد آمدنت را به گور خواهم برد و كس نمی داند كه در فراق تو ديگر چگونه خواهم زيست چگونه خواهم مرد |
ای همه وجود من،نبود تو نبود من
سخن از بودن نیست ،سخن از ماندن نیست ،
سخن از عمق غم است و پریشانی یک دل
که در اندوه غریبانه خویش بی صدا می شکند
و غباری که در اندوه زمان جاری است.
سخن از تلخی یک نا پیداست.



میمیرم برات .نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات.
رفتی از برم. نمی دونستی که دلم بسته ساز صدات.
آرزومه که می دونستی که من میمیرم برات میمیرم.
عاشقم هنوز. نمی خواستی که بمونی و بسوزی به سازم دلم گفتی من میرم.
تو می خواستی بری تا فرداها .گل خوشگلم.برو راهی نیست تا فردا ها. گل خوشگلم
سفرت بخیر .اگه میری از اینجا تک و تنها .تا یه شهر دور.برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور.
میمیرم .نمی خوام بیای .نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی.
نمی خوام ازت .نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی .برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی.
عاشقم هنوز. میمیرم برات .نمی دونستی میمیرم بدون تو .بدون چشات.
رفتی از برم. نمی دونستی که دلم بسته ساز صدات.

بی تو من تنهایم تو چرا غمگینی؟
******
من اگر می گریم ترس فردا دارم ترس بی تو ماندن تو چرا می گریی؟
******
ای صدای قدمت نبض دلتنگی من من اگر دلتنگم تو چرا تنهایی؟
******
رو به رویم بنشین حرف دل با من گو من اگر خاموشم تو چرا دلتنگی؟
******
من اگر تاریکم مثل شب های دگر پشت این پنجره ها تو چرا خاموشی ؟
******
من اگر می بارم مثل باران بهار تو چرا نمناکی؟
******
سایه ات زد فریاد من برای غم تو می گریم
من مسافر هستم
آمدم تا بروم
رفتنم تا ابدیت جاریست ....





